اتحاد و اتفاق، داروی دردهای ملت!

بخش چهارم

0 56,643

آیا میدانستید؟

اتحاد و اتفاق، داروی دردهای ملت!

﴿بخش چهارم﴾:

چنانچه در بخش قبلی گفته آمدیم، ما منحیث مسلمانان برارتباط ميان تمام اجزا واعضاى جوامع اسلامى بایستی پافشاری کنیم  واعلام كنیم تا مسلمانان بايد تابع حكومتهايى باشند كه قرآن بر آنها حاكم باشد.

این که بر همه كشورهاى اسلامى يك نفر حكومت كند در شرایط کنونی محال است، اما حد اقل اميّد وارم كه حاكم وسلطان همه ملتهّاى مسلمان تنها قرآن باشد وعامل وحدت ويگانگى آنها دين آنها.

با اين وحدت هر پادشاهى مى تواند در كشورش براى حفظ حقوق ديگر كشورهاى اسلامى كوشش كند. زيرا حيات او به حيات آن ديگرى و بقايش به بقاى ملّت ديگر مسلمان بسته است.

امارتهاى آلمان شرق و غرب، و جامعه ی مشترک اروپا و نبود مرز میان آنها، مثال زنده ایست كه پس از تفرقه وتشتت این ممالک باهم متحّد شدند واز آن وضعيت ناهنجار نجات يافتند.

در وضیعت فعلی، وظیفه ی کارشناسان و رهبران در راه اتحاد وبه هم پيوستن صفوف از هم گسسته مسلمانان است و برای رسیدن به این مقصد بایستی به تلاشهاى گسترده اى دست زد، اقدامهای مهمى كرد وگامهاى موٌثرى بر داش، نه اینکه، دست زیر الاشه نشست و پناهنده ی شرق و غرب شد.

از اینکه باب سخن را باز کرد و الافی نمود، احسن است، اهل عمل باشیم و شیر مردانی را جستجو کنیم تا این وظیفه را با تقدس و پاکی به پیش برند و خدمت خلق کنند.

دعوِت مسلمانان به انجام تكاليف دينى از اولین گام های خشت اول اتحاد میان اقوام وقبایل مختلف مسلمانان است.

دورى از اسلام راستين وقرآن كريم از علل اساسى تفرقه میان مسلمانان است.

در این جای شکی نیست که مسلمانان سده هاى نخستين به سبب اعتقاد وعمل به اسلامِ اصيل كه احكام آن دقيق واصول نيرومند وقواعد آن محكم ودستوراتش همه رموز زندگى فردى واجتماعى راشامل بود با هم وحدت داشتند وكشورهاى اسلامى در راه نيرومندى وعظمت گام بر مى داشتند.

فاصله از اسلام و تعاليم حياتبخش آن باعث تفرقه آنان شد.

از اين رو اگر مسلمانان خواهان مجدو عظمت گذشته اند بايد به اسلام راستين بازگردند وقران را كتابِ زندگى بدانند،

نه كتابِ مقدس وقابل احترام وبى ارتباط با زندگى،که در چندین غلافِ مخمل های قیمتی آن را پوش داده، صرف در محافل عروسی، ختم ها، و مراسمِ مرگ و میر و…. آن را اینطرف وآنطرف انتقال دهند.

درست همانند، همان قاری قرآن که شب ها وروز ها خودش را به مشقت می اندازد، قرآن را حفظ میکند، اما معانی، تفسیر وحکمت آیاتش را نمیداند.

به لطافت، رموز و پند هایش تدبر نمیکند.

اگر ارتباط وپيوندِ مسلمانان وكشورهاى اسلامى قطع شده ودر نتيجه از همكارى وتعاونِ يكديگر در مصائب ومشكلات بى بهره مانده اند به سبب دورى آنان از اسلام است.

بالاتر، اگر مسلمانان در يك كشور بلكه يك شهر باهم رابطه ی نزديكى ندارند به سبب فاصله از اسلام است.

عالمان، دانشمندان و جوانان، این سه نیروی شکست ناپذیر جوامع اسلامی بایستی دست به هم داده، با تمام وجود به احياى اسلام راستين همّت گماشته، براى تحقق آن تلاشهاى گسترده اى انجام دهند.

مبلّغان وسخنوران بایستی به نقاط دور دست و محروم فرستاده شوند تا بیداری اسلامی در تمام نقاط کشور گسترش یابد و ربودنِ قدرت دل های ساده و بی آلایش جوانان ما در مناطق دوردست و محروم صلب شود.

👈 حوزه هاى علمى و مساجد مراكز مهّمی براى ايجاد تفاهم در جامعه میان اقشار مختلف بوده میتواند.

اين مراكز به عنوان حلقه هاى پيوند دهنده ی اجتماعاتِ مردم، و مكانى براى ظهور روح زندگى واحد در ميان جامعه ی مسلمانان، مانند حلقه ی زنجيرى بوده میتواند كه هر گاه يكى از آن حلقه ها تكان بخورد حلقه هاى اطراف آن هم به صدا در می آیند.

طرد ونفى عوامل تفرقه از گامهايى خیلی مهم دیگریست که براى ايجاد وحدت وهمبستگى مسلمانان، راه حل را باز میکند.

تمام عوامل تفرقه وجدائى از الف تا یا بایستی شناسايى واز جوامع اسلامى طرد شوند.

استعمار و استثمار فرد از فرد در یک جامعه ی مسلمان از مهمترين سّد راه اتحّاد جهان اسلام است.

رژيم هاى استبدادى ودست نشانده، متحجران، ظاهر گرايان،  غرب زدگان و عالمانِ دربارى همه ایاد استعمار در جامعه هستند وبایستی از جامعه طرد شوند.

تعصباتِ نابجا و غرور آمیز، رذائل اخلاقى وفاصله از اسلامِ اصيل، سه عامل عمده ی  تفرقه میان مسلمانان در جامعه است.

شيوع فساد ورذائل اخلاقى كه از پيامدهاى فاصله از اسلامِ اصيل است نه تنها یکی از علل تفرقه وجدائى مسلمانان بلكه نابودى وانهدام آنان به شمارمى آيد.

وقتى در امتّى اين اوصاف رذيله رسوخ كرد بناى آن امّت مى شكند اعضايش از هم جدا مى شوند نفاق وفساد در ميان آنان پديد مى آيد.

پس از اين تزلزل وسستى، طبيعتِ آن جامعه اقتضاء مى كند كه نيروى بيگانه بر آن جامعه تسلّط يابد وبا جبرو قهر آن جامعه رابگيردوافراد آن را با اجبار اكراه وادار به زندگى نمايد.

درست همانطوریکه امروز شاهد این حقیقت هستیم.

زندگى انسانها نيازبه وجودِ جامعه دارد وبقاى جامعه هم با آن اوصاف ممكن نيست.

پس قوّه ی ديگرى بايد آن جامعه راتا حدودى كه لازم زندگى است اداره كند.

به همین دلیل است که با اقتصاد کاذب در مملکت و نبود جامعه ی متناسب بازار اسعار رو به رکود است، پولِ مروج روز به روز ارزشش را از دست میدهد، بیکاری، قحطی وقیمتی اجناس وکالا صعود میکند،

در نتیجه دزدی، رهزنی، آدم ربائی و دیگر رذائل میان جمیعت بیکاران رائج میشود.

به مرور زمان، بیکاری جوانان را به جنایات ناهنجاری میکشاند به آن حد كه بدون سبب به ديگران حمله مى كنند.

در جامعه اى كه فساد وانحطاط اخلاقى وجود داشته باشد افراد آن جامعه گرچه در ظاهر (جمع) به نظر مى آيند ولى در واقع دشمن يكديگرند، چون دلهاى آنها از هم جدا است. افراد چنين جامه اى نسبت به يكديگر تفاخر مى كنند ولى در برابر بيگانگان ذليل وخوارند.

باگفتار وكردارشان دشمنان رابه سلطه بر خويش فرا مى خوانند.

اهداف افراد چنين جامه اى مختلف است ورفتار آنها نيز با يكديگر متفاوت. اينچنین جامعه به شخصى میماند كه دچار بيمارى جذام شده ونمى تواند حركات اعضاء وجوارح خود راكنترول كند.

آنچه اتحاد و اتفاق را میان مسلمانان شدت میبخشد فضائل اخلاقى است که  مايه ی مودّت ونزديكى مسلمانان به يكديگراست .

لازمه هر فضليت اخلاقى اين است كه دارندگان آن فضائل نسبت به هم نزديك وماٌنوس مى شوند که در نتيجه وحدت ويگانگى ميان آنان به وجود مى آيد. ميزان اين وحدت وهمبستگى بسته به ميزان رسوخ آن فضايل اخلاقى در نفوس انسانهاست.

متأسفانه آدم های امروزی تفاخر به نام و نسب، زبان و ملت، نژاد و قوم را برتر میشمارند از اینکه سخن حقّ برادر دينى خود را بشنوند.

چه مصيبت هايى كه از اين گونه تعصبات بر مسلمانان وارد آمده!

چه خونهايى كه ريخته شده!

چه شمشيرهايى كه به جاى كشيده شدن به روى دشمن به روى برادر كشيده شد ه!

چه بسيار نيروهايى كه به جاى جنگ با استعمار و استثمار در راه جنگ با فرزندان توحيد به كار رفته است!

از اين روى بر همه لازم است كه با چنين تعصبات به مبارزه بر خيزند.

وحدت ویکپارچگی مورچگان زمینِ سخت را سوراخ میکند، تک روی و جدا منشی دولت آلمانِ سابق، مملکت را در منطقه آنقدر ضعیف ساخته بود که هر درنده ای از دور ونزدیک بر او می غُرّید.

تا آن هنگام كه با دوُلِ همسايه واروپايى خود اختلاف داشتند ضعيف و مورد هجوم دشمن بودند.

ولى هنگامى كه براى مصالح عمومى مهمتر، آن اختلافات راكنار گذاشتند بر قدرت وشوكت آنان افزوده شد وانديشه هاى آنان تاثير عميقى در سياست كلّى اروپا گذاشت.

چندین نسل جوان را در راستای جنگ های خانگی و برادر کُشی از دست دادیم، ولی هنوز نیاموختیم چگونه لفظ اتحاد را با خط درشت در تاریخ مملکت بنویسیم!

پس چی وقت خواهیم آموخت؟

آنانیکه زیر انبار خاک رفتند، امید و آرزو های صلح و آرامش، اتحاد واتفاق را باخود بردند!

بر نسل فعلی است تا با گوش شنوا این پند ها و روند ها را جامه ی عمل پوشانَد و کم از کم با این امید روانه ی برزخ نشود!

بار الها! گوشِ شنوا، قلبِ زیبا، ایمانِ اعلی و توفیقِ گریز از فسق و فجور وفحشأ را بر این ملت اعطأ فرما تا باشد که رستگار شویم!

آمین ثم آمین، یا رب العلمین!

احمــد ﴿عــــارفی﴾

ادامــه دارد…

چهارشنبه ۲۰ می ۲۰۱۵

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 × پنج =