اتحاد و اتفاق، داروی دردهای ملت

بخش نهم

0 59,985

آیا میدانستید؟

اتحاد و اتفاق، داروی دردهای ملت!

﴿بخش نهم﴾:

اتحاد، همدلی و اتفاق زمانی میان یک ملت قابلیت پیدا میکند، که هر یکی از افرادِ این ملت، جداگانه، رابطه ی خویشتن را با الله سبحانه و تعالی، آنچنانکه شایسته ی این ارتباط مقدس است، تأمین کند.

اگر انسان رابطه میان خود و خالقش را نیکو سازد، الله سبحانه و تعالی رابطه ی او را با مردم نیکو میسازد.

و هر که کار آخرت را به صلاح آورد، الله سبحانه و تعالی کار او را اصلاح فرماید،

و هر کس اندرز دهنده ی خود باشد، دیگران اندرز او را با پیشانی باز مپذیرند.

رابطه ی انسان با الله سبحانه و تعالی، خود و دیگران و رابطه ی او را با دنیا و آخرت تصویر جامعی از نظام ارتباطات اسلامی است.

برخلاف تصوّر بسیاری از ما که رابطه با الله تعالی را در عرض دیگر روابط اجتماعی مان و گاه حتّی در حاشیه ی آن تحلیل و ارزیابی میکنیم، رابطه با خالق یکتا و مهربان، اساس ارتباطات اجتماعی و اصلاح این رابطه، مقدّمه و زمینه‌ساز اصلاح دیگر روابط اجتماعی است.

زمانیکه ما خود مان رابطه ی نیکو با خالق مان نداریم، چگونه میتوان لاف از اتحاد و یکدلی ب همنوعان خود زد؟

این دیدگاه، دو نتیجةه ی اساسی در پی دارد:

۱- نخست اینکه:

اگر در پی اصلاح رابطه ی خود با دیگران، اعمّ از پدر و مادر، همسر، فرزندان، خویشان، بستگان، دوستان، همسایگان، همکاران، همشهریها و هم ‌میهنان خود هستیم، باید رابطه ی خود را با الله سبحانه و تعالی اصلاح کنیم.

در این صورت، او تعالی،‌ خود رابطه ی ما را با دیگران نیکو میسازد.

۲- دوم اینکه:‌

اگر در رابطه ی اجتماعی مان نقص و خللی احساس میکنیم، باید در درجه ی نخست، رابطه ی خود با عالمِ بالا را وارسی و عیب و نقص‌ های آن را برطرف کنیم.

هیچ اندیشیده‌ ایم که چرا مردم، ناخودآگاه مردان خدا و انسان‌های شایسته را دوست میدارند و به آنها احترام میگذارند؟!

این نیست مگر به دلیل مهر، عطوفت و محبتی که الله تعالی در دل مردمان نسبت به این بندگان ایجاد میکند.

برخی انسان‌ها در مسیر رسیدن به جاه، مال، مقام و موقعيّت اجتماعی و همه ی آنچه که از مظاهر فریبنده دنیا به شمار می آید، همه باورها و ارزش ‌ها را زیر پا میگذارند و آخرت خود را به قیمت دنیا بر باد میدهند؛ غافل از اینکه اگر در پی اصلاح امر آخرت خود برآیند و در همة‌ فعل و ترک شان حساب و کتاب روز جزا را در نظر داشته باشند،‌ خالق بی همتا، امر دنیای آنها را هم به بهترین شکل اصلاح میگرداند.

امروزه ما در دنيايی زندگی می كنيم كه ناگزيرازارتباط وبرخورد با ديگران هستيم.

آنچه مسلم است كه هيچ كس قادر  نيست بدون كمك ومساعدت وارتباط با ديگران ، نيازهاي معمولی خود را برطرف سازد .

حال سئوالی كه اينجا مطرح می شود اين است كه چگونه بايد با ديگران ارتباط برقرار كنيم وجهت افزايش اين ارتباط چه كارهايی بايد انجام دهيم يا اينكه چه كارهايی نبايد انجام دهيم.

در معاشرت بايد با روی گشاده ونرمی ومهربانی با همه رفتار نمود وتند خويی با هركس كه باشد بد است .

اگر خود را در سطح ديگران قرار دهيم واز زبان آنها برای انتقال نقطه نظرهای خود استفاده كنيم ،اغلب به نتيجه ی دلخواه می رسيم وبا ديگران در سطح خود آنها ظاهر شدن همان برقراری ارتباط موثرمی باشد .

بعضی ها گمان می كند كه ارتباط فقط شامل حرف زدن ،نوشتن ويا بحث كردن است ، اينها از عناصر مهم ارتباطی هستند ولی در واقع ارتباط را رفتاری می گوييم كه پيامی در خود دارد كه توسط طرف مقابل ما درك می شود، خواه شفاهی باشد يا غير شفاهی ،آگاهانه يا ناآگاهانه ، عمدی و…. ولي اگر ادراك شود ،جنبه ی پيام ارتباطی پيدامی كند و همين عدم درك پيام رابطه رامختل،معشوق ونارسامی سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسياری از شادي ها وغصه ها و رنجهای زندگی است ، زندگی شاد ، زندگی سرشار از دوستی است .

روشن است كه با افراد متفاوت ، رفتارهای متفاوتی خواهيم داشت تاكيد بر خصوصيات مشترك ارتباط را موثر می كند ، ما انسانها با يكديگر مشتركات فراوان داريم ،با كمی تمرين می توان خود را همراه ديگران بيابيم و با آنها دوست وهم رای شويم.

خواننده ی عزیز!

کلیدِ آرامش ملتِ پریشان، آواره، در بدر، خاک بسر، غریب و بینوا در درون قلب های خود مان است. بلی، هر یکی از ما اگر رابطه ی خوبی با پرودگار مان داشته باشیم، با یک چشم به هم زدن، محبت و دوستی را که سالهای سال از ما ربوده اند، بدست خواهیم آورد.

اما، آنچه شیطان را مسرور میسازد، رابطه ی غیر مستحسن ما با الله تعالی است.

هرگاه، تک تکِ مان نکات زیر را در خود تقویت کردیم، اتحاد، همدلی، محبت، دوستی و اتفاقِ پایدار و ناگسستنی میان تمام اقشار در جامعه تأمین شده، شیاطین از بوم و راغ مان فرار میکنند:

۱- صريح وصادق بودن،

۲- احساسات خود را بيان كردن،

۳- زمينه ی مشترك ونكات مشابه را يافتن،

۴- همدلي وهمدردی كردن،

۵- شنونده ی خوبی بودن،

۶- سيستم روحی افراد را شناختن و مطابق آن وعظ کردن،

۷- شخصيت افراد را در نظر گرفتن،

۸- تقويت نمودنِ عزتِ نفس،

۹- محترم شمردن احساسِ طرف مقابل،

۱۰- سكونت نمودن،

۱۱- عدمِ افراط در موعظه،

۱۲- وقت وموفقيت شناس بودن،

۱۳- مخالفت نمودن به شيوه ی مناسب و طبق مکتب سنت،

۱۴- يكي بودن قول وعمل،

انسانها همه خاکی و فنا پذیر هستند، و در این زمانه نهایت ۶۷ الی ۷۰ سال، بیشتر عمر نمیکنند، اما با وصف این، باز هم تکبر و غرورِ زبان، ملیت،قوم، نژاد، پول، دارئی، نشان ،تبار، و نَسَب، مدخَلِ آسان و مؤثری برای نفوذِ شیاطین به قلب های این خاکی ها محسوب میشود.

رسول کریم صلی الله علیه وسلم در یکی از خطبه‌های‌شان فرمودند:

«ای مردم قریش: خداوند تکبر و غرور جاهلیت و افتخار به پدران را از شما دور کرده است، همه مردم از آدم ، و آدم از خاک آفریده شده است» ابو داود ۵/۳۴۰ ( ۵۱۱۶).

همچنان در مورد  ژاد پرستی می‌فرمایند:

﴿خداوند تعصب جاهلیت و افتخار به پدران را از شما دور نموده است، یک شخصی مؤمن و پرهیزگار است و دیگری فاجر و بدبخت. همه ی شما فرزندان آدم هستید و آدم از خاک آفریده شده است. مردمانی که به اقوام‌شان فخرمی‌نمایند بایستی از آن دست بکشند. همانا پیشینیان آنها ذغالی از آتش دوزخ‌اند و آنان در نزد خداوند خوار‌تر از قانغوزکی‌اند که با بینی خود سر گین را می‌غلطاند﴾
﴿مصدر سابق﴾!

سبحان الله!

انسانهای جاهل، زبان پرست، و ملیت گرا، همانا قانغوزک های سرگین مرکبی اند که با قلب های آگنده از کبر، غرور و تکبر سرگین را با بینی های خود اینطرف و آنطرف انتقال میدهند، و چی بد زندگی است، خوار و ذلیل که با این سرگین، روزی، مرگ آنها را در آغوش بگیرد.

و چی زیبا فرمود آن پیامبر راستگوی:

«آنکه دعوت به عصبیت می‌نماید، و در راه عصبیت می‌جنگد، و در راه عصبیت کشته می‌شود از ما نیست»

آیا فرشتگانِ آسمان، مردان، زنان، کودکان، اطفال مهاجر و آواره ی این ملتِ به زانو افتاده شاهدِ چنین جنگ ها، کشتار ها، و خون ریزی های متعفن با تعصب و عصبیت نبوده است؟

حتی، در بعضی حالات چنین شده که، برای نابودی قومی، دست دوستی با اجانب و اهریمن دراز کرده ایم، و برای ریختن خون همنوع مان تشنه تر از دیروز بوده ایم.

صفحاتِ تاریخ  تعصب و ملیت گرائی را اگر تاریخ نویسان قادر به نوشتار تفصیلی آن نبوده اند، قلمِ توانای عرش، آن را به تفصیل در کتاب محفوظ نوشته است.

چرا اینقدر میخوانیم، ولی، بدان عمل نمیکنیم، گویا ریسمانِ رابطه ی درونی با خالق یکتا و مهربان مان را موریانه ی تعصب و نژاد پرستی، در آسمان بغض و کینه تار و مار کرده است، و آنتنِ ابلیس را، شیطان پرستان، بر بامِ غرور،تکبر، سمت گرائی و ملیت پرست مان، بر افراشته است.

پیامبر اکرم صلی الله و علیه وسلم در مورد یاری و کمک خواستن از ﴿قوم و قبیله﴾ در ﴿ظلم و تجاوز﴾ و جانبداری از آنان فرموده‌اند:

«اینچنین سخنان بدبو و نفرت‌انگیز را کناربگذارید» ﴿فتح الباری ۸/۶۴۸.﴾

بلی عزیزان و سروران من!

از سخنانِ متعصب ،ملیت گرائی، و قوم پرستی همانا بوی متعفن و بدِ جنگ، ذلت، خواری، و بدبختی، که باعث ایجادِ ابر های سیاه و تاریک در آسمانِ این سرزمین میشود، هرگز خیری به این جامعه نخواهد رسید، به جز از شرِ بارانِ مصیبت، بی اتفاقی و بی حرمتی در سرزمینی که سالها بوی محبت را ندیده است.

بیائید رابطه های انفرادی مان را با عالَمِ بالا نیکو کنیم، تا عالمِ پائین را از مرکب نفاق، شقاق، و نفرت فرود آورده، بر قالینچه ی محبت، عطوفت، همدلی و اتحاد، همه، با هم، یکجا سوار شویم و آسمانهای زیبای محبت را که تا حال لذت پرواز با این قالینچه را در آن نچشیده ایم، بپیمائیم!

آیا مشتاق سوار شدن بر این قالینچه هستید؟

راست یا کج  ، برجی  از  آوار بالا می  رود

پلـه  دارد ازخـودش ایـن بـار بـالا  می رود

جرات از خـود گـذشتـن را ندارد پـای لنـگ!

مـن تبـی دارم کـه از دیـوار بـالا مـی رود

شوکـت ملک سلیـمان را نـدارد ،دل ، ولـی

قالی ای دارد کـه از هـر دار بـالا مـی رود

من درخـت خـاطـری دارم که بـا دلـدادگـی

شاخه اش از پله هـای خـار بـالا مظی رود

خواب دیدم کودکی هستم  که در آغوش ماه

پــای مـن ازبـرکـه ی دیـدار بـالا مـی رود

سـربه زیری رود را مقهور دریـا کـرده است

چشمه بــر می خیـزد و اینـبار بـالا مـی رود

عزیزان گرانقدر:

لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.

جزاکم الله خیراً!

احمـــد ﴿عـــارفی﴾

ادامـــه دارد..

چهار شنبه، بیست و پنجم محرم الحرام، سال ۱۴۳۸

بیست و ششم اکتوبر ۲۰۱۶

https://www.facebook.com/meydanestid

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شانزده + 14 =