سحر، جادو، تعویذ، کهانت، تنجیم و فال بینی

بخش سوم

0 70,000

آیا میدانستید؟

﴿سلسلهٔ مضامین امراض ساری در جامعه﴾

(مرض چهارم) 

(سحر، جادو، تعویذ، کهانت، تنجیم و فال بینی) 

(بخش سوم)

در بخش قبلی خوانده آمدیم که:

کسی که ادعای علم غیب را می‌کند، یا در اسم کاهن داخل است و یا در معنایش با او شریک و به کاهن ملحق می‌شود، همه ساحر ،جادوگر، و بدکاره و زشت هستند. البته اطلاع‌یافتن از بعضی مغیبات گاهی ممکن است به صورت کشف باشد و گاهی از جانب شیاطین و گاهی به وسیله ی فال و جدول‌ها و روش‌هایی که کاهنان استفاده می‌کنند و یا از راه تنجیم و کهانت و جادوگری و غیره، و چنین اعمالی از روش‌های جاهلیت می‌باشد و منظور از جاهلیت در اینجا هرکسی که از پیروان پیامبران نباشد، مانند فلاسفه و کاهنان و منجمین و نیز جاهلیت قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه وسلم، زیرا آنها از کتاب‌های آسمانی و آنچه بر پیامبران نازل شده است، بی‌خبرند. از انواع جادو یکی تنجیم است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم می‌فرماید:

«مَنِ اقْتَبَسَ عِلْمًا فِی النُّجُومِ فَقَد اقْتَبَسَ شُعْبَةً مِنَ السِّحْرِ زَادَ مَا زَادَ» (مسند امام احمد – از حدیث عبدالله بن عباس).

کسی که یک باب از علم نجوم را فرا گیرد، به تحقیق که به یک رشته از علم جادو چنگ زده است و هرچه بیشتر بیاموزد بیشتر چنگ زده است.

البته این علمی است که توسط آن غیب گوئی میکنند، و اخبار دروغ و ضد و نقیص را از آن اشتقاق میکنند، نه آن علم نجومی که ذریعه ی آن کهکشان را مطالعه میکنند.

تصدیق سحر، جرم بسیار بزرگ است و تکذیب جادوگران و منجمان و نیز جلوگیری از آنها واجب می‌باشد، زیرا آنها با جادوهای خود مردم را گمراه و آنها را تسخیر نموده و عقایدشان را فاسد می‌کنند،و جادو بنا به صراحت قرآن و حدیث کفر، و کشتن جادوگران واجب است.

کسی که جادوگران را تصدیق کند بدین معنی است که در مقابلِ الله سبحانه و تعالی ایستاده و اعلام جنگ با اوتعالی نموده است، با جادوگران موافق بوده و در این عمل زشت از آنها حمایت کرده است.

آنچه مرا رنج میدهد، ضعف ایمان و تقوای علما و مسلمانانی است که خود شان را موحد و فلان و بسملان لقب داده اند، اما، هیچ اقدام جدی برعلیه جادوگران و ساحران نکرده اند، و حتی بعضی از این علمای نام نهاد از جادوگران میترسند، تا مبادا به آنها ضرر برساند. جامعه به چنین موحد و عالمی که نتواند ملت را از شرِّ ساحران خلاص کند، ضرورتی ندارد. جادوگر شکست پذیر و جادو باطل است، لیکن پیامبران با معجزات بر حق شان از جانب الله سبحانه و تعالی مؤید و منصور اند به این علت در هر زمانی بر علماء و مبلغین واجب است که با متانت و جدیت در مقابل جادوگران بایستند از عمل شان جلوگیری کنند، و حد شرعی را بر آنها جاری نمایند، تا مسلمانان و جوامع اسلامی از شرشان راحت گردند، و سکوت و تسامح نسبت به جادوگران هرگز درست نیست.

اکثریت تعویذ و طومار هائی را که من خودم باز کرده ام در آن طلسم و تعویذات شیطانی، که با کلمات غریب و الفاظی رمزی و بی معنا بین جادوگران و شیاطین متداول است، یافته ام.

ای وای به حال این ملت که با پای خود نزد ساحران رفته، فریب این زندیقان را که بنام ملا مشهور اند میخورند، و زندگی خود و خانواده ی شان را تباه میکنند.

جادوگران آن الفاظ را میخوانند و دم میکنند و یا مینویسند و با همکاری شیاطین مقاصدشان را در انسانهای غافل و جاهل و ضعیف الایمان برآورده میکنند. در حقیقت این طلسم ها و تعویذات باطل و دود و دم ها بذات خود هیچ تاثیری ندارند، بلکه شرکیات و کفریات و تعلقات شان با شیاطین باعث میشود که الله تعالی به صورت امتحان و آزمایش بعضی از اختیارات را به آنها بدهد تا بتوانند به اذن او تعالی(قضا و قدر) به بعضی از بندگانش ضررهایی را برسانند همانطور که قرآن میفرماید:

﴿وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِۦ مِنۡ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾ [البقرة ۱۰۲].

«جادوگران نمیتوانند با جادوی خود به هیچکس زیان برسانند، مگر این که با اجازه و خواست خدا باشد».

الله سبحانه و تعالی  جادو را مشروع نکرده است، و کسی را به آن دستور میدهد، بلکه این تقدیر محض است که الله تعالی بنابر حکمت هایی از قبیل امتحان و آزمایش برای بعضی بندگان مقدر کرده است، تا بدین صورت بر بعضی دیگر تسلط یابند، و این چنین تقدیری یک نوع عقوبت است. علما سحر را به دو نوع تقسیم کرده اند:

﴿سحر حقیقی و سحر تخیُّلی﴾:

۱- سحر حقیقی:

در ذات انسان تأثیر گذار است کسی را مریض میکند، و یا اسباب قتلش را فراهم میسازد و یا بین دو دوست تفرقه و یا بین دو دشمن دوستی بوجود میآورد که آن را صرف و عطف میگویند، گرچه تأثیرگذاری این سحر به اذن و اراده ی الله سبحانه و تعالی است، لیکن نتیجه ی افعال جادوگران است.

۲- سحر تخیُّلی:

این نوع سحر را قمره نیز  مینامند، که نتیجه ی چشم بندی و تردستی ساحر است. جادوگران با همکاری شیاطین کارهای عجیبی را به چشم مردم نمودار میکنند، مثلاً کارد را به بدنشان فرو میبرند و یا آتش را میبلعد و یا در وسط آتش قدم میزنند و در آنها اثر نمیکند. این کارها فقط ظاهر حال است و اصلاً واقعیت ندارد. قرآن کریم پیرامون این موضوع چنین میفرماید:

﴿سَحَرُوٓاْ أَعۡيُنَ ٱلنَّاسِ وَٱسۡتَرۡهَبُوهُمۡ وَجَآءُو بِسِحۡرٍ عَظِيمٖ﴾ [الأعراف ۱۱۶].

«مردم را چشم بندی کردند، و ایشان را به هراس انداختند، و جادوی بزرگی از خود نشان دادند».

جادوهای قوم فرعون نیز از همین نوع (سحر تخیُّلی) بود، زمانی که عصاها را انداخته بودند، حضرت موسی علیه السلام خیال میکرد که اژدهایی است که به سوی او میشتابد، در حالی که آنها عصاهای عادی بودند، لیکن قوم فرعون داخل عصاها را از جیوه پر کرده بودند، تا عصاها را به حرکت درآورند و یا این که یک نوع تردستی محض بود.

چنانکه بعضی جادوگران کاغذ عادی را به شکل نوتِ پول ظاهر میکنند و شما آن را پول میپندارید، یا تکه ی آهن یا چوبی را ظاهر میکند و گمان میکنید که پول است. و لیکن چون از نظر شما پنهان شوند به حالت طبیعی خودش برمیگردد. و یا حشراتی مانند، ملخ و غیره را طوری نمایان میکنند که شما آنها را گوسفند و قوچ میپندارید، لیکن چون از شما پنهان شوند، به حالت طبیعی خودشان بر میگردند. این چنین جادوهایی تخیُّلی و چشم بندی بوده و هیچ حقیقتی ندارند.

و نیز مانند بعضی نمایش ها که اجرا میشود، مثل راه رفتن بر روی ریسمان و یا دم کارد و یا خوابیدن زیر موتر و عبور موتر از روی آن و با چکش به سر کسی زدن و… که این چنین حرکاتی چشم بندی و بدور از واقعیت است.

الله سبحانه و تعالی در بسیاری از آیات قرآن کریم موضوع جادو را بیان میکند، زیرا خطر آن بسیار سنگین است، به همین علت در سوره های اعراف، طه و شعراء داستان حضرت موسی و قوم فرعون را از ابتدا تا انتهاء بطور کامل بیان میکند. نیز وقتی یهود تورات را تحریف نموده و تغییر دادند، الله سبحانه و تعالی آنها را به عقوبتی گرفتار کرد که وحی و توراتی که الله تعالی به حضرت موسی نازل فرمود، آن را سحر و جادو دانستند.

این سنت الهی است که هرکس حق را بداند و به آن عمل نکند، الله سبحانه و تعالی آن را به عقوبت گرفتار میکند، تا راه باطل را انتخاب کند. امتحان و ابتلای زن و شوهر به وسیله ی جادو این است که بغض و عداوت را در بین زن و شوهر بوجود میآورد، و میفرماید:

﴿وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِۦ مِنۡ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾

«جادوگران به هیچ کس بدون اجازه خداوند نمیتوانند ضرر برسانند».

الله سبحانه و تعالی ذاتی است که تقدیر خیر و شر، ایمان و کفر، مرض و صحت و همه چیز به اراده ی اوست گاهی به خاطر امتحان و یا عقوبت ضررهایی را مانند جادو برای انسان مقدر میکند، و گاهی به عنوان رحمت و پاداش اعمال صالحه منافع را برای او مقدر میسازد.

تنها چیزی که شفا و رحمت بر عالمین است آیات قرآن کریم است. آیات قرآنی با ادعیه ای که رسول کریم صلی الله علیه وسلم در کتب معتبر احادیث به امتش توصیه کرده توسط یک شخص پاک نفس بایستی بالای بیمار و مسحور خوانده شود که این عمل را رقیه ی شرعی میگویند.

راقی ، یا رقیه کننده شخص مؤمن و پاکدامن باشد، و بداند سحر، جادو، چشم بد یا عین، جنون (عاشق شدن جن بالای انسان، و معکوس آن)، وودو، یا سحر سیاه، طلسم های شیطانی، انتقام جنیات، و….. غیره را تشخیص بدهد که بیمار از کدام آن رنج میبرد. بعداً آیات مناسب را بالای مریض رقیه کرده، هردو ، بیمار و راقی از الله تعالی شفا برای بیمار و رهائی از طلسم و شیاطین را طلب کنند. (تفصیلات در بخش های بعدی، پس با ما باشید، وصبور بمانید)

عزیزان گرانقدر:

لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.

احمــد ﴿عــــارفی﴾

ادامـــه دارد…

چهارشنبه، بیست و یکم محرم ۱۴۳۹

نزدهم میزان ۱۳۹۶

یازدهم اکتوبر ۲۰۱۷

www.facebook.com/meydanestid

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سه × سه =