فتنه های آخر زمان

بخش هشتم

0 79,854

آیامیدانستید؟

اعمال و افعال ما و فتنه های آخر زمان!

(بخش هشتم):

در بخش های قبلی نشانه های کوچک و بزرگ آخرزمان را مورد بحث قرار دادیم. در این بخش میخواهم در مورد آمدن دجال و کشته شدن آن توسط عیسی علیه السلام تفصیل دهم. این ماجرا، مفصلاً در روایت ابوامامه رضی الله عنه آمده است که ودر روایات صحیح دیگر صحابه رضی الله عنهم آمده است. رسول اکرم صلی الله وعلیه وسلم فرمودند:

👈 ای مردم همانا فتنه ای بر روی زمین از زمانی که الله آدم را آفریده بزرگ تر از فتنه دجال نبوده است . وهمانا الله عزوجل هیچ پیامبری را نفرستاده مگر اینکه آن پیامبر؛ امتش را از دجال ترسانده (و از فتنه های او بر حذر داشته) است. و من آخرین پیامبرهستم و شما  آخرین امت هستید. ویقینا او(یعنی دجال) در میان شما بیرون خواهد شد. لذا اگر(دجال) بیرون شد و در حالی که من در میان تان بودم، پس من مدافع هر مسلمانم( یعنی با او مقابله خواهم نمود)، و اگر بعد از( وفات) من بیرون شد پس هر کس باید از خودش دفاع کند، و، الله جانشین من بر هر مسلمان است. و قطعاً او از منطقه ای در میان شام و عراق بیرون می شود و به چپ و راست رفته فساد می کند، ای بندگان الله (در آن زمان بر اسلام تان) پایدار بمانید (یعنی: فریب او را نخورید).همانا من دجال را برایتان به گونه ای توصیف می کنم که هیچ پیامبری قبل از من توصیف و بیان ننموده است:

📍همانا او در ابتداء می گوید: من (دجال) پیامبرهستم و در حالی که بعد از من (محمد صلی الله علیه و آله وسلم) دیگر پیامبری نیست. سپس او دو باره می گوید: من (دجال) پروردگارشما هستم ودر حالی که شما پروردگارتان را نمی بینید تا اینکه بمیرید(یعنی الله را در دنیا نمی بینید و در آخرت می بینید). و همانا دجال یک چشم است و قطعاً پروردگارتان یک چشم نیست. و همانا در میان چشمان وپیشانی او: کافر نوشته شده است (یعنی اینکه دجال کافراست). وهر مسلمانی که نوشتن می داند و یا نمی داند(یعنی باسواد و بی سواد؛ کلمه کافری که در میان چشمان دجال نوشته است را) می تواند بخواند. و همانا از فتنه های دجّال این است؛ که همراه او باغ وآتشی است که آتش او در حقیقت باغی و باغ او در حقیقت آتشی است.

لذا هر کس با آتش او آزمایش شد(یعنی دجال او را در آتشش انداخت) پس او از الله تعالی کمک بخواهد وآیات ابتدائی سوره کهف را بخواند. پس (در آن وقت است که) آتشش بر آن فرد سرد و سالم می گردد همانگونه که آتش بر ابراهیم (علیه السلام) سرد و سالم گشت. و همانا از فتنه هایش این است؛ که به بادیه نشینی می گوید: تو به من بگو اگر من پدر و مادرت را زنده نمودم؛ آیا گواهی می دهی که من پروردگار توام؟ او می گوید: بله. در آن وقت دوشیطان به شکل پدر و مادر آن بادیه نشین نمایان می گردند، و سپس می گویند: ای پسرما از او پیروی کن؛ زیرا او پروردگار تو است.

وهمانا از فتنه هایش این است؛ که برفردی مسلط شده او را (بطریق زیر) می کشد: بدین گونه که آن فرد را با ارّه ای دو نیم می کند (و آن فرد دو تکه شده بر زمین می افتد) ، سپس خطاب به مردم می گوید: به این بنده ام؛ نگاه کنید، حالا او را زنده می کنم؛  سپس او گمان می کند که علاوه از من پروردگار دیگری دارد سپس الله تعالی آن فرد را زنده می کند و (دجال) خبیث به او می گوید:

پروردگار تو کیست آن فرد می گوید: پروردگار من الله است و تو دشمن الله هستی و تو دجال هستی، و سوگند به الله؛ آگاهی ام نسبت به تو هیچ وقت از امروز بیشتر نبوده است (یعنی امروز از همه وقت یقینم بیشتر شده که تو دجال هستی).

و همانا از فتنه هایش این است؛ که به آسمان دستور می دهد که باران ببارد و آسمان می بارد ، و به زمین دستور می دهد که گیاه برویاند (وزمین می رویاند).وهمانا از فتنه هایش این است که بر منطقه ای گذرمی کند و اهل آن منطقه او را دروغ گو می پندارند و قبولش نمی کنند، بعد از رفتنش تمام حیوانات اهل آن منطقه هلاک و نابود می شوند.

و همانا از فتنه هایش این است که بر منطقه ای گذرمی کند و اهل آن منطقه او را تأیید می کنند واو را راستگو می پندارند، (دجال) به آسمان دستور می دهد که (بر آن منطقه)  باران ببارد و آسمان باران می بارد ، و به زمین (آن منطقه) دستور می دهد که گیاه برویاند وزمین گیاه می رویاند،(گیاهان آنقدر زیاد می شوند) تا اینکه همان شامگاه که حیوانات شان به خانه باز می گردد از همه وقت چاق تر،سیرتر و پستانهای آنها پر شیر تر است.

و همانا هیچ جای از زمین نمی ماند مگراینکه آنجا رفته و بر آنجا غلبه حاصل خواهد نمود بجز مکه و مدینه (که بنا بردلیل زیر نمی تواند به آنجا برود). زیرا به هیچ یک از راه ها و درب های ورودی مکه و مدینه نمی رود مگر اینکه فرشتگان با شمشیرهای کشیده جلوش را گرفته (ومانع ازدوخول دجال به این دوشهرمی شوند). تا اینکه می رود نزد تپه ای سرخ در پایان زمین شور زاری (در نزدیک مدینه) فرود می آید و توقف می کند.سپس مدینه با ساکنانش سه بار می لرزد، وبعد از آن هیچ مرد وزن منافقی در مدینه باقی نمی ماند مگر اینکه از آن بیرون شده (و به دجال می پیوندد). و این بدین خاطر است که مدینه افراد پلید و ناپاک را از خود دور می کند همان گونه که کورهٔ آهنگری پلیدی آهن را از آن دور می کند.و این روز روز رهائی نام گذاری می شود.

ام شریک گفتند: ای رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) پس در آن روز عرب ها کجایند؟ (تا با دجال مبارزه کنند، رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:

در آن روز جمعیت آنها کم است. واکثر آنها در بیت المقدس اند.
وامام و رهبر آنها مردنیکی است. درهمان حالی که امام مسلمانهای (ساکن بیت المقدس) جلورفته تا نماز صبح را برای آنها امامت دهد، که عیسی علیه السلام به نزد آنها می آید، آن امام به عقب بر می گردد تا که عیسی علیه السلام جلو رفته و امامت دهد ولی عیسی علیه السلام دستش را در میان دو شانه او گذاشته می گوید: تو جلو رفته امامت بده زیرا این نماز برای تو اقامه گفته شده است وآن مرد جلو رفته و به آنها نماز می دهد. وچون نماز تمام شد عیسی علیه السلام می گوید:

دروازه را باز کنید ودر حالی دروازه باز می شود، که در پشت آن دجال قرار دارد و به همراهٔ او هفتاد هزار یهودی اند که همه آنها دارای شمشیرهای اند که اززیور وساج آراسته شده اند. و چون عیسی علیه السلام به دجال نگاه می کند همانند نمک در آب، ذوب شده، شروع به فرار می کند، و در حالی که عیسی علیه السلام خطاب به او می گوید: همانا من باید یک ضربه ای به تو بزنم و تو نمی توانی ازاین ضربهٔ من فرار کنی.

سپس عیسی علیه السلام در دروازه شرقی لُدّ به دجال رسیده واو را می کشد. در آن وقت است که الله متعال یهودیان را شکست می هد،هیچ چیز از مخلوقات الله نیست؛ نه سنگی، نه درختی، نه دیواری و نه حیوانی بجز درخت غرقد که از درختان یهود است؛ که یهودیان به آن پناه ببرد مگر اینکه الله تعالی آن چیز را به سخن می آورد؛ وآن چیز می گوید: ای بندهٔ مسلمانِ الله این یهودی است(که در پشت من مخفی شده) بیا و او را بکش.

مطالعه ی بخش های بعدی را از این صفحه فراموش نکنید.

جزاکم الله خیرا!

احمـــد (عــــارفی)

چهارشنبه ۱۱ فبروری ۲۰۱۵

✧ t.me/ayamey
✧ youtube.com/c/dawatgar
✧ fb.com/1dawatgar
✧ www.dawatgar.com

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیست − شش =